من: خدافظ !
اون: خدافظ. راستی...
من: بله؟
اون: شما باید این عکستونو عوض کنین. باید تمام رخ باشه.
من: این که تمام رخه!
اون: نه، ایناهاش، اون گوشتون مشخص نیست. (!)
من: آهان، آره خُب، دندون عقلم هم مشخص نیست! باشه، یکی دیگه میگیرم. خدافظ
اون: خدافظ. راستی...(!)
من: بـــــــعــله ؟
اون: میگم چیز...
من: چیز؟؟!
اون: میخوای عکس بگیری، اونو بزن. [داره اشاره میکنه به چونش!!!]
من: !! [شیطونه میگه بگو اینم بزنم!!! ولی من اصولاً به حرفای شیطون گوش نمیدم!]
اون: اینا رو هم ببر بالاتر. [اشاره میکنه به خط ریشش!]
من: چفیه هم بذارم؟! عبا؟ عمامه؟! تارُف نکنین تورو خدا، ناراحت میشم!!
اون: [یه چشمه اخم میاد...] نه، «فعلاً» لازم نیست. (!)
من: خدافظ.
اون: خدافظ.
نتیجه : ورزش، دشمن اعتیاد است!
* من بیشتر از این حرف بزنم، احتمالاً دوباره فیلتر میشم.
* اینکه گفتم یکی، دو روز دیگه میام و الان اومدم رو بذارین به حساب ایرانی بودن تمام آبا و اجدادم!
عزت زیاد |